درباره نویسنده
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • ناصر تبریزی ( خواننده قدیمی ناشناخته)
  • فرهاد مهرداد (خواننده قدمی ناشناخته شده)
  • دلبر (خواننده ای ناشناخته قدیمی)
  • علی برجسته ( خواننده ای قدیمی )
  • عباس مهرپویا ( خواننده ای قدیمی)
  • احسان خواجه امیری
  • ابوالحسن صبا ویالون زن معروف
  • هنر مندانی که در تشیع جنازه ایرج قادری حضور داشتند
  • درویش خان
  • جلال همتی
  • تاریخچه گرامافون
  • استاد علی نقلی ژدر موسیقی نوین ایران
  • افسر شهیدی
  • عصمت باقرپور بابلی معروف به دلکش
  • نصرالله معین خواننده سرشناس پاپ ایرانی
  • عبدالعلی وزیری خواننده قدیمی و گلها
  • جمال وفایی خواننده ده 50
  • حسین قوامی (فاخته ای )
  • منوچهر همایون پور هنرمند و خواننده قدیمی
  • استاد ابوالحسن صبا
  • اهنگ خانم هایده
  • نادر گلچین
  • حسین خواجه امیری متخلص به ایرج
  • منوچهر سخایی
  • ویگن دردریان ( سلطان جاز)
  • معصومه دده بالا ( ملقب به مهستی)
  • عبد الله خان دوامی ( از استادان به نام موسیقی قدیم ایران)
  • امان الله تاجیک ( یکی از استادان عود و اوازه در مایه عربی است)
  • تاج اصفهانی خواننده دوره رضاخان
  • مهوش زن لاله زاری
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • آبان ٩۱
  • خرداد ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
دوستان من
     
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • بیشه، باشگاه عاشقان ادبیات
  • باشگاه مدیران و متخصصان
  • جامعه ادبی بیشه
کدهای اضافی کاربر



بیوگرافی خوانندگان قدیمی
بیوگرافی خوانندگان همچون : پوران - ایرج - و.....
درویش خان
نویسنده: - ۱۳٩۱/۱/۱٤

غلامحسین درویش ( درویش خان)

 در میان موسیقی دانان صد سال اخیر غلامحسین درویش معروف به درویش خان از جهاتی خاص ، یکتا و منحصر به فرد می باشد. مهمترین ویژگی او پیش درآمدها و رنگهای ساخته اوست به طـرزی که اولاً بر پایـه ی سنت قدیم موسیقی ایران است و ثانیاً بدون تحریف ، موجبات پیشرفت موسیقی ایران را فراهم آورد.

 

غلامحسین فرزند حاج بشیر طالقانی به سال 1251 در تهران متولد شد. به سبب علاقه به موسیقی از کودکی در دسته ی موزیکچی های ملیجک و کامران میرزا ، نوازنده ی طبل کوچک بود و در همان جا با مقدمات موسیقی آشنا گردید. پس از یک دوره آموزش سه تار نزد پدر به مجلس بزرگترین نوازنده ی تار آن زمان « آقا میرزا حسینقلی » رفته و بهترین شاگرد او شد. در آن زمان هنرمندان برای حفظ موقعیت اجتماعی و تأمین معیشت خویش ، دربار سلاطین و امرا را پایگاه خود قرار می دادند. درویش خان نیز چنین کرد و در همانجا با مردان معروف و موسیقیدانان و هنر دوستان آن زمان آشنا شد. سپس به دربار شجاع السلطنه ، پسر مظفرالدین شاه ، راه یافت و جزو نوازندگان مخصوص وی شد ، اما درآمد وی در آنجا کفاف مخارجش را نمی داد و مجبور شد دعوت دیگر بزرگان را برای نوازندگی بپذیرد. بعد از یک برخورد کوتاه با دستگاه جبّار شجاع السلطنه که با وساطت کمال السلطنه ( پدر صبا ) به خیر گذشت ، در پس این اتفاق وی از اربابش خواست که که کناره گیری اش را از آن دستگاه بپذیرد. ولی این درخواست با عکس العملی تند مواجه شد و درویش خان از ترس جان خویش ، در مملکتی که هر کس به اتکای زور و قدرت خود هر کاری که می خواست می کرد به سفارت انگلیس پناه برد.

شخصیت متین و هنر قابل توجه درویش خان سفیر انگلیس را که در آن زمان سلطان بی تاج و تخت ایران بود بر آن داشت که با نوشتن نامه ای به شاهزاده ی مستبد ، سند آزادی درویش را بگیرد . از این پس او با اشتیاق بیشتری به کار تدریس پرداخت و به لحاظ روحیه ی خاص خویش ، به گروه انجمن اخوت و مریدان صفاعلی ظهیرالدوله درآمد. وی در کنسرتهای انجمن اخوت همیشه ریاست گروه را بر عهده داشت و با تکنوازی های خود ، مجلس را به شور می آورد.

به زودی به عنوان مشهورترین نوازنده پس از میرزا حسینقلی و میرزا عبداله در بین هنر دوستان شهرت یافت. اخلاق بسیار پسندیده و روح پاک و پر عاطفه ی وی (که هنوز هم ضرب المثل است) نیز در این حسن شهرت موثر بود.

 

درویش خان به همراه هنرمندانی چون سیّد حسین طاهرزاده (خواننده)، ابوالحسن خان اقبال السلطنه قزوینی معروف به اقبال آذر (خواننده)، عبداله خان دوامی (نوازنده ی ضرب (تنبک) و تصنیف خان)، باقر خان (نوازنده ی کمانچه)، رضا قلی خان تجریشی (نوازنده ی ضرب و تصنیف خان) و مشیر همایون شهردار (نوازنده ی پیانو)، اکبر خان رشتی (نوازنده ی فلوت)، میرزا اسداله خان (نوازنده ی سنتور) و حسین هنگ آفرین (نوازنده ی ویلون و سه تار) در دو نوبت برای ضبط صفحه به خارج سفر کرد.

صفحات معدودی که از آن دوران به یادگار مانده است ، از بهترین نمونه های موسیقی سنتی و صحیح ایران است که عالمی از زیبایی و کمال هنری در آنها شنیده می شود. از میان صفحاتی که در آنها به تنهایی تار نواخته « بیداد همایون » معروف ترین است.

درویش خان در بین نوازندگان عصر خود از خصوصیات بسیار بالاتر و والاتری برخوردار بود. شخصیت خود و همکاران و هنرش را بسیار گرامی می داشت و با رفتار خود آبروی از دست رفته ی موسیقی را در آن دوران احیا می کرد.

 

درویش خان اولین کلاس موسیقی را برای خانمها دایر کرد و خواهرش در آنجا تار می زد. عایدات کنسرتهایش بیشتر وقف مردم بلادیده و مصیبت زده ی روزگار خود بود. از جمله برگزاری کنسرت برای جمع آوری اعانه به منفعت قحطی زدگان روسیه ، کنسرت به نفع ایتام بی بضاعت مدارس و کنسرت به نفع بازماندگان حریق بازار تهران. با اینکه خود نیز وضع زندگی مرتبی نداشت و حتی به خاطر عسرت و تنگدستی مجبور شد که در اواخر عمر ، خانه ی مسکونی خود را نیز بفروشد.

در اواخر عمر کنسرتهای وی با در گراند هتل با کسان دیگری نیز همراه شد ، از جمله؛ عارف قزوینی (تصنیف ساز ، شاعر و خواننده) ، حاجی خان ضرب گیر معروف به عین الدوله ای (مشهور ترین نوازنده ی ضرب و خواننده ی تصنیف در آن دوران)، حسین خان اسماعیل زاده (استاد کمانچه)، ابراهیم منصوری و رضا محجوبی (نوازندگان ویلون)، مرتضی محجوبی (نوازنده جوان پیانو در آن سال ها) و رکن الدین مختاری. در کنسرتها اکثراً ساخته های درویش ، عارف و رکن الدین خان اجرا می شد. از شاگردان خوب او می توان ؛ مرتضی نی داوود ، موسی معروفی ، ابوالحسن صبا ، ارسلان در گاهی و عبداله دادور (قوام السلطان) را نام برد. درویش خان در شب چهارشنبه ، دوم آذر ماه سال 1305 در سن 54 سالگی در اثر تصادف درشکه با اتومبیل و ضربه ی سر ، جان سپرد.

در محافل موسیقی مطبوعات مترقی آن زمان از او تجلیل شایسته به عمل آمد و کلنل علینقی وزیری در مدرسه عالی موسیقی با همکاری ارکستر مدرسه خود و با یاری ابوالحسن صبا و دکتر حسین گل گلاب ، مجلس یادبودی به خاطر او ترتیب داد و خدمات وی را تجلیل کرد. از درویش خان فرزندی به نام قمر الملوک درویشی باقی ماند (حاصل ازدواج او در شیراز) که در سال 1352 فوت کرد ، مقبره ی وی در گورستان ظهیر الدوله است.

منبع : سایت قدیمی ها

 

 

 

نظرات ()



جلال همتی
نویسنده: - ۱۳٩۱/۱/۱۳
 

جلال همتی در کرمانشاه متولد شد. وی وی با خواندن ترانه های کردی در اوسط دهه 40 کار خوانندگی را در رادیو ملی شروع کرد . و تا سال 57 ترانه های بسیاری خواند. وی بیشتر اجرا در کاباره های لاله زار داشت و کمتر به رادیو می امد.وی چند سال  بعد از انقلاب  به امریکا رفت و آلبوم های بنام پارتی(گویا 7 یا 8 آلبوم)  تا سال 80 به بازار عرضه کرد که دارای تران های فکاهی و شاد و همچنین سبکی متفاوت از  سبک گذشته جلال همتی  بود.وی  پس از یک دوره بیماری الزایمر در سال 85 زندگی را وداع گفت.

منبع : ویکی پدیا

 
   

«ترانه زیبای بیستون با صدای جلال همتی»(Mp3)

نظرات ()



تاریخچه گرامافون
نویسنده: - ۱۳٩۱/۱/۱٢

«آواز غم انگیز با صدای افتخار خانم»(Mp3)

سه پنج روز که بوی گل نیومه             صدای چهچه بلبل نیومه

روید از باغبان گل بپرسید             چرا بلبل به سیر گل نیومه

 

بانو نوا

«اولین اجرای امشب شب مهتابه با صدای بانو نوا-سال 1326»(Mp3)

منبع : سایت ایران الد

 

 

تاریخچه گرامافون در ایران

حدود صد سال پیش یعنی به سال 1323ق مطابق با سال 1905 میلادی فرمان جالبی از سوی مظفرالدین شاه صادر می‏شود که مضمون آن بیانگر ترویج و اشاعه دستگاه نوظهور گرامافون در ایران است. فرمانی که شاید نظیر آن از سوی هیچ پادشاهی به جز مظفرالدین شاه صادر نگردید. مردم به حفظ و نگهداری آثار گذشته و بویژه اصوات از قرنها پیش از صدور این فمران علاقه نشان می‏دادند چنانکه تا پیش از اختراع گرامافون در سال 1877 دستگاههای متنوعی برای پخش صدا ابداع گردیده بود که نواهای موسیقی را به شکل مصنوعی پخش می‏کرد ــ منظور همان جعبه‏های موسیقی است ــ ولی بشر در حسرت ضبط صدای خود و شنیدن آن بود و این اصوات وی را راضی نمی‏کرد. با همت ادیسون به این آرزوی دیرینه جامعه عمل پوشانده شد و تا اوایل آغاز سده بیستم گرامافون با کوشش متخصصان فنی چنان اصلاح شده بود که قدم به خانه‏های مردم قشر متوسط هم گذاشت.

این محصول جدید شاید حدود ده سال پس از اختراعش به ایران وارد شد و طبق معمول نیز سر از دربار درآورد و ناصرالدین شاه اولین استفاده‏کننده آن بود که با چگونگی استفاده از آن آشنایی داشت. وی در سفرنامه‏اش به اروپا ــ سومین سفر ــ به سال 1889 نمایشی را که به منظور آشنایی وی با جدیدترین اختراعات قرن ترتیب داده بودند چنین شرح می‏دهد: .... بعد یک شخص آمریکایی که صاحب فنوگراف است، آمد جلوی ما ایستاد و خطابه مفصلی در تعریف فنوگراف خوانده ناظم‏الدوله ترجمه کرد. بعد فنوگراف را وسط مجلس حاضر نمود، معلوم شد این نوع فنوگراف غیر از فنوگرافی است که در طهران ما داریم. هم سهل‏تر و هم صدا را بهتر پس می‏دهد. اول صدای موزیکی که در او داده بودند پس داد خیلی خوب و واضح بود بعد حرف زدند همان طور پس داد. بعد به مهدی خان آجودان مخصوص فرمودیم که توی فنوگراف حرف بزن، دو بیت شعر حافظ خواند که این است: اگر چه باده فرح‏بخش و باد گلبیز است به بانگ چنگ مخور می‌‌که محتسب تیز است صراحیی و حریفی گرت به دست افتد به عیش کوش که ایام فتنه‏انگیز است همه را همان‏طور جواب داد. صاحب فنوگراف وعده داد که یک دستگاه فنوگراف همین‏طور برای ما تقدیم نماید.

در کتاب المآثر و الاثار محمدحسن اعتمادالسلطنه جزو وسایلی که در آن ایام به ایران وارد شد علاوه بر میزان الهوا، میزان الارتفاعات، میزان الحرکه از “حافظ الاصوات “ یا گرامافون هم یادی شده است.

با آغاز پادشاهی مظفرالدین شاه اندک اندک این دستگاه علاوه بر دربار در خانه‏های اعیان و اشراف نیز دیده شد. چنانکه در زندگی معیرالممالک در سالهای 1316ق آمده است وی در ایام استراحت در ملک خود واقع در مهرآباد علاوه بر پرداختن به علاقه‏های شخصی خود چون گلکاری با دو دستگاه گرامافون خود شبها به ضبط آثار استادان موسیقی ایرانی آن زمان مشغول بود که نمونه‏هایی از آن تا این زمان حفظ شده است. البته باید در اینجا به این نکته اشاره کرد که گرامافونی که تا این زمان در ایران از آن استفاده می‏شد از گرامافونهایی که بعدها به وسیله عامه مردم استفاده می‏شد و متشکل از یک صفحه مدور که سوزنی روی آن می‏گشت و صدایی خارج می‏شد فرق می‏کرد زیرا آنها دستگاهی بودند ساده که متشکل از یک شیپور قیفی شکل و استوانه‏ای مومی که سوزنی روی آن حرکت می‏کرد. این دستگاه فنوگراف خوانده می‏شد هم قابلیت ضبط و هم پخش را داشت ولی گرامافونهای بعدی فقط قابلیت پخش صدا را داشتند. و از صفحاتی که در استودیوها ضبط شده و تکثیر می‏شدند استفاده می‏کردند. بدین لحاظ با استفاده از گرامافونهای قدیمی صدای افراد زیادی ضبط گردید. در سال 1324 که مظفرالدین شاه اولین مجلس شورای ملی را افتتاح کرد صدای وی به وسیله همین فنوگرافها بر روی استوانه مومی ضبط شد که هنوز هم قابل شنیدن است. پس از صدور فرمان اشاعه گرامافون در ایران اولین شعبه فروش و تکثیر صفحات آن در سال 1324 (1906م) به وسیله شرکت گرامافون و ماشین تحریر در ایران تأسیس شد. پس از دایر شدن نمایندگی شرکت مذکور در تهران ضبط و تولید صفحه از اجرای هنرمندان ایرانی آغاز شد و صفحه ضبط شده اصلی جهت تکثیر به یکی از شعبه‏هایی که دارای امکانات تکثیر بودند به خارج از ایران ارسال می‏شد و پس از تکثیر در ایران توزیع می‏شدند.

نظرات ()



استاد علی نقلی ژدر موسیقی نوین ایران
نویسنده: - ۱۳٩۱/۱/٦

 

استاد علی نقی وزیری-پدر موسیقی ایرانی

«آواز دستگاه سه گاه  استاد علی نقی وزیری»

 
   
     
 

استاد علی نقی وزیری پدر موسیقی نوین ایران

………….

مجنون » و دواپرت « شوهر بدگمان » و « گلرخ » و پانتومیم : « دزدی بوسه » و « لاسی‌ها »، از آثار قلمی و هنری این دوره استاد وزیری است که مورد استقبال بی‌نظیر مردم قرار گرفت.

قسمتی دیگر از تصنیفات وزیری عبارتند از :

1 - « نیمه شب » بر روی این غزل حافظ : (زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست ).

2 - « دلتنگ » بر روی این غزل حافظ : (دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن).

3 - « دختر ناکام » تجسم این غزل حافظ : (ای پادشه خوبان داد از غم تنهائی).

4 - « دو عاشق » بیان این غزل حافظ : (بنال ای بلبل اگر با منت سریاری است).

5 - « گریلی » تجسم این غزل حافظ : (بمژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم).

6 - « خریدار تو » بیان و تجسم این غزل سعدی : (من بی‌مایه که باشم که خریدار تو باشم).

7 - « شکایت من » بر روی این شعر مولوی : (بشنو از نی چون حکایت میکند).

و دو سنفونی بنام : « سنفونی شوم » که استاد در مرگ وسوگ پدرش ساخته و همچنین سنفونی : « شبان و موسی» که این سنفونی ملهم از قصه و حکایت منظوم مولوی است.

   

علینقی وزیری در چند سال پیش

 

قطعات

قطعات موسیقی توصیفی که اشعار آن از شعرای معاصر است مانند:

1 - « زبان عشق » در دستگاه افشاری با شعر دکتر حسین گل گلاب.

2 - « نا امید » در سه دستگاه با شعر دکتر حسین گل گلاب.

و قطعات : « ره عشق »، « سوز من »، « کارمن »، « دو بلبل » و « غمگین » و متجاوز از دویست قطعه دیگر که تذکار آنها نیاز به صفحات متعدد دارد.

آثار چاپ شده وزیری

آثار چاپ شده استاد وزیری عبارتند از :

1 – نظری به موسیقی مقدماتی.

2 – نظری به موسیقی ایرانی.

3 – نظری مفصل به موسیقی غربی.

4 – سرود مدارس با اشعار فردوسی و سعدی.

5 – دستور ویلن در دو جلد.

6 – دستور تار چاپ برلن.

7 – زیبا شناسی در هنر و طبیعت.

8 – خدائیهای کودکان در 5  جلد.

9 – تاریخ هنرهای مصور.

10 – زیباشناسی تحلیلی (اثر : گاستالا – ترجمة استاد وزیری).

این خدمات گرانبهاست که موسیقی ملی ما را که سالها در بوته فراموشی افتاده و طریق اصمحلال می‌پیمود دوباره زنده کرده مقامی را که شایسته هنر موسیقی ملی ایران بوده به آن بخشید.

بدون هیچگونه مبالغه و گزافه‌گوئی باید بجرأت گفته که : با جانفشانی کلنل وزیری و مراقبت‌های بی‌شائبه او هنر موسیقی ایران جان تازه‌ای گرفت و به حیات نوین گام نهاد شایسته و سزاوار است که کلنل وزیری را پدر موسیقی نوین ایران بنامیم و بدانیم.

عقاید کلنل وزیری در مورد موسیقی ایرانی

درباب غم در موسیقی ایران از استاد سئوال شد و ایشان چنین اظهار نظر نمودند :

… هنر پدیده‌ایست اجتماعی هنرمند نیز زاده اجتماع خویش است. اگر عوامل شادی در روح هنرمند بوجود آید بدون تردید آثاری که بوسیله او خلق میشود (شادی آفرین) خواهد بود و گرنه (غم آفرین) خواهد بود.

 
   

دیگر اینکه هنر در بعضی موارد میتواند انتزاعی و تجریدی باشد در این حالت اگر هنرمند در شرایطی مرفه و شادزیست قدر مسلم آثار شادی‌بخش بوجود میآورد و مورد دیگر که می‌تواند هنر روزگار ما را (مخصوصاً در موسیقی) بسوی نوعی تحرک، جنبش و شادی راهنمون شود حمایت موسیقیدان از جانب سازمانهای مؤثر اجتماعی است.

من در زمانیکه بوطن بازگشتم با وجود عدم وسایل کوشش کردم این تحرک و جنبش را در موسیقی احیاء نمایم و مؤید و نمونه آن آثاریست که در سالهای 1304 شمسی و بعد از آن بوجود آوردم مانند : انواع سرودها و مارشها و اپرت‌ها و ترانه‌ها که اشعار آنها از شعرای متقدم و متأخر و معاصر بود مانن سرود « ای وطن »، «سرود خاک ایران»، «مارش ظفر»، « اپرت دائی کچل»، قطعه « من بی‌مایه » و سرود :کشور ما ایران بود    پادشهش کوروش و دارا بود

و مارش « پیام به سیروس » که شعر آن از ادیب الممالک فراهانی است.

 

چهره تازه‌ای از استاد

 

آخرین اثر کلنل وزیری

کلنل وزیری درباره آخرین اثر خویش اظهار داشت : آخرین اثر من در موسیقی (سنفونی نفت) است که در جریان مبارزه ملت ایران علیه بیدادگری بیگانگان نسبت بایران در حدود سال 1328 ساخته شده متأسفانه نت این سنفونی درحال حاضر در اختیار من نیست و نزد دوست وفادار و صمیمیم سلیمان سپانلو بود که از شاگردان من بود و تار نیز خوب مینواخت لیکن این دوست صدیق چند سال قبل درگذشت.

برجسته‌ترین شاگردان استاد

استاد درباره شاگردان برجسته خود گفتند :

از میان تعداد زیادی که موسیقی را نزد من آموختند چندتن هنر موسیقی را حرفه خود قرار دادند و برخی بکارهای دیگر پرداختند از جمله کسانیکه موسیقی را حرفه اصلی قرار ندادند تا آنجا که بخاطر دارم عبارتند از آقایان :

1 – دکتر محمد حسین ادیب « وزیر اسبق بهداری ».

2 – کاظمی « وزیر اسبق امور خارجه ».

3 – پروفسور منوچهر وارسته « استاد دانشگاه جنگ ».

4 – علی مشیر « معاون اسبق وزارت دارائی ».

و شاگردانیکه رشته هنر و موسیقی را ادامه دادند و درحال حاضر هریک در حد خود از نام‌آوران این هنر میباشند عبارتند از :

1 – حسینعلی ملاح

2 – حشمت سنجری

3 – عبدالعلی وزیری

4 – جواد معروفی

5 – مرحوم ابوالحسن صبا

6 – مرحوم روح الله خالقی

7 – مرحوم موسی معروفی

8 – مرحوم خادم میثاق

9 – مرحوم فروتن راد

آخرین سمت استاد کلنل وزیری

استاد درمقابل این سئوال اظهار داشتند که :

… آخرین سمت من در دانشگاه استاد کرسی زیبا شناسی بود که چند سال پیش با عنوان استاد ممتاز دانشگاه تهران بازنشسته شدم چون متجاوز از هشتاد سال از عمرم میگذرد لیکن با کهولت و کسالت و بیماریهای مختلفی که «لازمه پیری است» بیشتر اوقات را به استماع موسیقی و مطالعه برخی از نشریات خارجی و ایرانی و همچنین خواندن آثار شاعران این روزگار می‌گذرانم من توجه خاصی به شعرهای خوب شاعران جوان معاصر دارم و باید بگویم قسمت اعظم اوقات من صرف خواندن آثار این شاعران می‌شود و از پاره‌ای از آنها خوشم می‌آید، رونویس برمی‌دارم و بهنگام فراغت با حفظ کردن آنها خود را مشغول می‌کنم.مثل : فریدون مشیری، محمود کیانوش، نصرت رحمانی، مهدی اخوان ثالث، سیمین بهبهانی، نادر نادرپور، بیژن سمندر، سیاوش کسرائی و پرویز خائفی. برای همه این شعرا و هنرمندان که در هر رشته و زمینه هنری کار میکنند آرزوی موفقیت دارم.

در اینجا برای حسن ختام، چکامه‌ای را که آقای حسینعلی ملاح موسیقیدان معاصر بمناسبت جشن هشتادمین سال تولد استاد وزیری سروده است از نظر خوانندگان هنر دوست میگذرد :

آوای هنر

همچو گنجی مانده پنهان در دل ویرانه‌ها

نغمه‌ها، بس سالها، در تارها بنهفته بود

قصه‌ها از فتنه‌ها گفتی و دام دانه‌ها

رودها نالان، ولی آوای دردآلودشان

در رگ جان وزیری این شه افسانه‌ها

مرحبا ای عشق ای افکنده بس غوغا و شور

مست وشیدا از تو شد هم ساقی و پیمانه‌ها

شادباش و دیرزی ای نادره مرد هنر

جنبشی در کاخ‌ها افکند و در کاشانه‌ها

بانگ آزادی و شادی در پناه همتت

همچو عقدی پاره شد افتاد یک‌یک دانه‌ها

وان سلاسل، بندها، بر دست وپای لحن‌ها

خواب غفلت را ربود از خویش و از بیگانه‌ها

« ای وطن» نامی سرودت شهرة آفاق گشت

«دختر ژولیده» ات دل برد از فرزانه‌ها

«بندبازت» بندها بگشود از دلهای پاک

ورنه جولانگاه او بُد گوشة میخانه‌ها

تار، از فیض وجود تو وزیری جان گرفت

بی‌گمان هستند ممنون تو این دردانه‌ها

زنده کردی حافظ و سعدی و مولانا به لحن

سوختی تا ساختی پرورده‌ها ، جانانه‌ها

ای مراد اهل دل استاد استادان لحن

گرد شمع دانشت مائیم چون پروانه‌ها

منبع : سایت قدیمی ها

ای فروغ جاودان، ای رهبر اهل هنر

نظرات ()



افسر شهیدی
نویسنده: - ۱۳٩۱/۱/٤

افسر شهیدی

 

 افسر شهیدی در اویل دهه 50  با خواندن ترانه های محلی  در شیراز معروف شد. و چندین بار هم صدای وی از برنامه گلچین هفته در رادیو سراسری پخش شد که بسیار مورد توجه قرار گرفت. وی سپس  به تهران آمد و چندین ترانه خواند ، وی ترانه جدایی ( شهر غریب) را در تلویزیون ملی در شو قریب افشار اجرا کرد ، که این ترانه باعث موفقیت بسیار سریع وی شد  و هنوز که هنوزه  خیلی ها از این ترانه  خاطره دارند و جز ترانه های قدیمی مطرح است.

منبع : سایت قدیمی ها

نظرات ()



عصمت باقرپور بابلی معروف به دلکش
نویسنده: - ۱۳٩٠/۱٢/۱۳

دلکش (زادهٔ: ۷ اسفند ۱۳۰۳ در بابل - درگذشتهٔ: ۱۱ شهریور ۱۳۸۳ تهران) خواننده‌ای ایرانی با صدای آلتو بود که در دهه‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۴۰ خورشیدی در زمینهٔ موسیقیدستگاهی و پاپ ایران فعالیت داشت.

محتویات

 [نهفتن] 
  • ۱ زندگی
  • ۲ ترانه‌های ماندگار
  • ۳ فیلم‌ها
  • ۴ مرگ
  • ۵ منابع
  • ۶ پیوند به بیرون

زندگی

عصمت باقرپور بابُلی در یک خانوادهٔ پراولاد به‌دنیا آمد و در ۱۲ سالگی به تهران فرستاده شد تا نزد خواهرش زندگی کند.


در تهران، آموزگار موسیقی مدرسه به صدای رسایش پی برد و او را به روح‌الله خالقی موسیقیدان سرشناس آن زمان معرفی کرد. عبدالعلی وزیری دیگر موسیقیدان سپس مأموریت یافت تا این استعداد جوان را با زیر و بم موسیقی سنتی آشنا کند. در همین اوان وزیری به خاطر گیرایی و جذبهٔ صدا نام هنری دِلکَش را برای عصمت برگزید.

بانو دلکش در خاطراتش با اشاره به چگونگی گرایش خود به هنر آواز و خوانندگی از دوران کودکی خود هم یاد کرده‌است. دورانی که بعدها در ترانه‌ای نشست. بانو دلکش پس از گذراندن یک دوره آموزشی نزد عبدالعلی وزیری به‌تدریج با دیگر استادان موسیقی هم آشنا شد و همکاری با آنها را پی‌گرفت . مهدی خالدی اما در ساخت ترانه‌های دورهٔ نخست هنری بانو دلکش سهم بیشتری بر دوش داشت. این همکاری از ۱۸ سالگی بانو دلکش آغاز شد و تا سی و یک سالگی ادامه یافت.

 

Delkesh.jpg

ازدواج با شاپور یاسمی فیلمساز، بانو دلکش را به سینما هم کشاند و در مجموع در ۱۰ فیلم ظاهر شد، فیلمهایی که گرچه سرگرم کننده بودند ولی در ردیف آثار تأثیرگذار سینمای ایران قرار نمی‌گیرند. هنر آواز بانو دلکش اما بر عکس تأثیرگذار بود و بسیاری از خوانندگان جوان از دهه ۴۰ خورشیدی به بعد را به سوی خود کشید. یکی از این خوانندگان هایده که در جایی گفته بود:

« «من خوانندن آواز و تصنیف را در واقع از طریق رادیو و شنیدن صدای بانوی آواز ایران خانم دلکش آموختم.»  »

الهه دیگر خوانندهٔ سرشناس که سه سال پس از مرگ بانو دلکش از این دنیا رفت، دلکش را پس از بانو قمر بزرگترین خوانندهٔ زن دانست:

« «من برای قمر ملوک وزیری احترام قائلم، برای اینکه قدمی که او برداشت آن شرایطی که کسی نمی‌توانست بیاید بخواند ولی بعد از او همه باید بدانند خانم دلکش خواننده پر قدرت و مسلط بود.»  »

بانو دلکش که از او به عنوان ملکه ترانه‌های ایرانی هم یاد می‌شود اگرچه پیش از وقوع انقلاب اسلامی در ایران زندگی پر جنب‌وجوش و مرفهی داشت، پس از انقلاب اما به گونه‌ای ناخواسته به انزوا رانده شد و برای گذران زندگی تنها به میهمانی‌های خصوصی راه می‌یافت. بانو دلکش سه سال پیش از مرگش چند کنسرت در اروپا و آمریکا برپا کرد و در آغاز هر کنسرت با دوستاران خود این طور سخن گفت:

« «اول سلام عرض می‌کنم به تمام هموطنانم. امشب شب خاطرات است. شبی که با آهنگهای من تجدید خاطرات می‌کنید. من با شماها جوان بودم و با شماها پیر شدم و افتخار می‌کنم که امشب در جمع شما هستم.»  »

ترانه‌های ماندگار

از ماندگارترین تصنیف‌های دلکش می‌توان به تصانیف زیر اشاره کرد.

به کنارم بنشین، یاد کودکی، آتش کاروان، بازگشته، سفرکرده، بر تربت حافظ، ساز شکسته، می‌گذرم، پربسته، گردباد، آمد با دلجویی، یاد من کن، بردی از یادم (دو صدایی با ویگن)، آمد نوبهار، اسیر دام تو، پشیمان شدم، آه بی اثر، بیقرار، از یاد رفته، بدرقه، مهمانت کنم، تمنای عاشق، سایه، و ....

فیلم‌ها

دلکش در چند فیلم سینمایی نیز شرکت کرده‌است که عبارت‌اند از:

  • شرمسار
  • مادر (همراه با قمرالملوک وزیری)
  • افسونگر
  • دسیسه و قمار زندگی
  • فردا روشن است

مرگ

دلکش چهارشنبه شب ۱۱ شهریور ۱۳۸۳ در سن ۸۰ سالگی در بیمارستان مهر در تهران به مرگ طبیعی درگذشت. از تدفین او در قطعه هنرمندان بهشت زهرا جلوگیری شد و بنا به خواست فرزندش وی را در امامزاده طاهر کرج به خاک سپردندش.

منبع : سایت ویکی پدیا

نظرات ()



نصرالله معین خواننده سرشناس پاپ ایرانی
نویسنده: - ۱۳٩٠/۱٢/۱۳

نصرالله معین (زاده ۱۳۲۶ در نجف آباد اصفهان) خواننده سرشناس پاپ ایرانی است. او بیشتر با نام معین شناخته می‌شود. وی هم‌اکنون مقیم آمریکا است و در شهر سانتا روزا، کالیفرنیا زندگی می‌کند.

زندگینامه

وی در خانواده‌ای ۱۳ نفره همراه با ۴برادر و۷ خواهر بزرگ شد. خانواده‌ای که از نظر مالی در سطحی متوسط قرار داشتند. معین همچون دیگر ستارگان به نام موسیقی کشور از همان دوران کودکی علاقه خود را به آواز، در خواندن قران و اشعار شعرای نامی ایرانی نشان داده بود.


معین در سن ۱۸ سالگی نزد بزرگترین اساتید آواز آن زمان همچون استاد تاج اصفهانی و استاد حسن کسایی به یادگیری گوشه‌ها و دستگاه‌های آواز ایرانی پرداخت.
بعدها معین از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ در هتل عباسی و کاباره هزار و یک شب به اجرای برنامه مشغول شد. دیری نگذشت که نام معین نه تنها در اصفهان بلکه در میان علاقه مندان به موسیقی در سراسر ایران شنیده می‌شد. وابستگی بیش از حد معین به زادگاهش سبب شد تا وی نتواند همزمان با دیگر خوانندگان هم سن و سال خود که در آن موقع در تهران مشغول بودند کار کند. همین مسئله باعث شد تا معین اولین کار خود را در سال ۱۳۵۹ با عنوان ""یکی را دوست میدارم"" روانه دنیای موسیقی کند. اما نکته مهم این بود که یکی را دوست میدارم با ترانه‌ای از مسعود امینی و آهنگی از معین آنچنان در میان مردم جا باز کرد که این اثر پس از مدتی کوتاه از مرز‌های ایران گذشت و توسط خوانندگان ایرانی که پس از انقلاب به امری مهاجرت کرده بودند خوانده شد.
هایده ، ابی و عارف از جمله معروف ترین این افراد بودند. معین یک شبه راهی را که بسیاری برای ان سال‌ها کار کرده بودند پیموده بود و اینک به آوازه خوانی نامی تبدیل شده بود. معین پس از انقلاب و حتی بعد از اجرای اولین کار خود همچنان به علت وابستگی‌های خویش در ایران مانده بود، اما دیگر چاره‌ای جز ترک وطن نداشت.
معین به سال ۱۳۶۰ ایران را با هدف رسیدن به آمریکا به مقصد اسپانیا ترک کرد. شاید بهترین خاطره از این ماجرا ترانه ""حیران"" سروده اردلان سرفراز است که در همان سال‌های انقلاب و اوج گیری معین به وی تقدیم شد. که درآن اردلان پس از صحبت از اوضاع موجود در کشور پس از انقلاب به صدای معین اشاره می‌کند که در این تنهایی مطلق فقط دست تو بر در زد و از خروج اجباری معین از کشور می‌گوید (این ترانه بعدها توسط معین با اهنگی از خودش خوانده شد).
معین مدتی در اسپانیا اقامت داشت ودر آنجا به اجرای برنامه در کلوپ‌ها پرداخت. پس از مدتی و به کمک دوستان خود و همچنین همکاری خانم هایده راهی آمریکا شد تا معین وارد مرحله دیگری از کار هنری خود شود. مرحله‌ای که باید دور از وطن در دیار غربت سپری می‌شد.
معین در سال ۱۳۶۲ اولین آلبوم مستقل خود را با نام "می‌پرستم" از شرکت ترانه راهی بازار کرد. می‌پرستم با ترانه زیبایی از معین و آهنگ کاظم رزازان به همراه دیگر آهنگ‌های البوم توانست تا فروش بالایی را برای اولین البوم معین داشته باشد. معین در کنار هایده تشکیل یک زوج هنری بسیار حرفه‌ای را داده بودند و البوم "گل‌های غربت" با صدای این دو توانست پرفروش ترین آلبوم سال شود اما این زوج هنری با فوت هایده از میان رفت، که این مسئله ضربه‌ای جبران ناپذیر به موسیقی ایرانی وارد کرد. معین یک بار دیگر توانست با آلبوم پریچه در سال ۱۳۶۴ با اهنگ‌هایی از فرید زولاند و بیژن مرتضوی پرفروش ترین آلبوم سال را منتشر کند. پریچه اثری ماندگار از معین با ترانه‌ای از اردلان سرفراز که به یاد مادر سروده شده بود.
معین در سال ۱۳۶۸ در سن ۳۸ سالگی با خانمی ایرانی در آمریکا ازدواج کرد. وی در همان سال آلبوم "صبحت بخیرعزیزم" را روانه بازار کرد. دوسال بعد یعنی در سال ۱۳۷۰ اولین فرزند معین متولد شد ، و شاید تاثیر ترانه زیبای پریچه سبب شد تا معین نام دخترش را پریچهر بگذارد . در همان سال آهنگ "سکه" به عنوان هدیه نوروزی معین پخش شد، و پس از ان آلبوم "تولد عشق" را راهی دنیای موسیقی کرد. بی شک ماندگار ترین ترانه این البوم اثر((میلاد)) است . ترانه‌ای بی نظیر از همایون هوشیار نژاد در کنار آهنگی از حسن شماعی زاده سبب شد تا معین یک بار دیگر هنر خود را به رخ بکشاند.
معین در سال ۱۳۷۴ از همسر خود جدا شد، و تا مدتی در تنهایی به سر برد. وی در سال ۱۳۷۸ مجددا ازدواج می‌کند اما این بار با خانمی کانادایی به نام پانته آ ، که حاصل ان دختری دیگر به نام ستاره بود . انتشار البوم" پرواز" در سال ۱۳۷۹ پرواز شکوهمندانه دیگری بود برای معین در آسمان هنر ایرانی . ۱۳۸۱ انتشار البوم "لحظه‌ها" ، آلبومی که در سطحی فوق العاده و بالاتر از موسیقی زمان خویش منتشر شده بود اثر لحظه‌ها با آهنگی خاص و کاملا حرفه‌ای از حسن شماعی زاده و آوای معین کار را به اثری ماندگار در موسیقی ایرانی تبدیل کرد . بی شک در آن زمان کسی نمی‌دانست برای شنیدن آلبوم بعدی معین باید چیزی در حدود شش سال انتظار بکشد . معین یک بار دیگر در سال ۱۳۸۲ طعم تلخ جدایی را چشید و از همسر خود طلاق گرفت. وی در همین سال‌ها یکی از برادران خویش (فتح الله) را نیز از دست داد . این جریانات سبب شد تا نزدیک به یک سال از موسیقی کناره گیری کند . در اواخر سال ۱۳۸۳ معین شرایط روحی خود را بدست آورد و برای انتشار آلبوم بعدی خود آماده شد. در این میان حجم بالای کارهای ارائه شده به معین و مسائل دیگر از جمله حساسیت معین برای ارائه آلبوم ماندگار دیگر سبب شد تا انتشار آن مرتبا به تعویق بیافتد . اما معین در این میان ۳ کار از آلبوم خود به نام‌های خوشبینی ، طلوع و بت پرست را منتشر کرد . پاییز سال ۱۳۸۶انتشار البوم طلوع . معین دوباره برگشته بود با کارهایی رویایی و..... آلبومی با همکاری اساتیدی چون بابک بیات ، فضل الله توکل ، صادق نوجوکی ، کاظم عالمی ، بابک رادمنش
آلبوم ها

طلوع (۲۰۰۷ / ۱۳۸۶)
لحظه‌ها (۲۰۰۲ / ۱۳۸۱)
پرواز (۲۰۰۰ / ۱۳۷۹)
معما (۱۹۹۸ / ۱۳۷۷)
پنجره (۱۹۹۷ / ۱۳۷۶)
تولد عشق (۱۹۹۶)
گلهای غربت (۱۹۹)
مسافر (۱۹۹۵)
نماز (۱۹۹۲)
خاطره 7 (همراه شهره صولتی) (۱۹۹۲)
صبحت بخیر عزیزم (۱۹۹ / ۱۳۶۸)
پریچهر (۱۹۹۲)
به تو می اندیشم (۱۹۹۰)
اصفهان (۱۹۹۰)
عاشق تر از من چه کسی
بی بی گل ۱۹۸۸
کعبه ۱۹۸۸
سفر
آرزو ۱۹۸۷
هوس (۱۹۸۵)
ترانه سال (همراه هایده و مهستی)
یار دگر
می پرستم (۱۳۶۲)
یکی را دوست می دارم (۱۹۸ / ۱۳۵۹)

منبع : سایت ویکی پدیا

 
نظرات ()



عبدالعلی وزیری خواننده قدیمی و گلها
نویسنده: - ۱۳٩٠/۱٢/۱۳

عبدالعلی وزیری از جمله خوانندگان قدیمی می باشد که طبق گفته سایت ایران الد با رادیو همکاری داشته و اولین برنامه گلها را به همرا بناناجرا کرده است.

 

عبدالعلی وزیری            عبدالعلی وزیری  

سایت ایران نام عبدالعلی وزیری را اینگونه معرفی می کند:"عبدالعلی وزیری در سال 1293 در تهران به دنیا آمد. 14 ساله بود که به مدرسه عالی موسیقی آمد و در زمره شاگردان پسر عمویش علینقی وزیری درآمد. او صدای زیبایی داشت و تار نیز می نواخت. علاقه وافری به موسیقی داشت و این امر سبب آن شد که در مدرسه موسیقی اقامت گزیند.. او اولین کسی بود که آهنگ های استاد وزیری را خواند و خواننده ای بود که خوب از عهده این کار بر می آمد
در سال 1308 کلاسی به نام آموزشگاه موسیقی دائر کرد و از سال 1309 در مدرسه دولتی موسیقی، معلم آواز شد. ولی چند سال بعد به مشاغل اداری پرداخت تا این که در سال 1320 به اداره موسیقی کشور بازگشت و به وزارت فرهنگ انتقال یافت. از همان زمان که صدای او از رادیو پخش شد، طرفداران بسیار پیدا کرد و بهترین خواننده انجمن موسیقی ملی بود."حالا چرا" و "آه سحر" از جمله ساخته های روح الله خالقی است که عبدالعلی وزیری آنها را در ارکسترهای انجمن و رادیو اجرا کرد. عبدالعلی به کلنل وزیری و خالقی بسیار علاقمند بود و آهنگ های آنها را با شور فراوان اجرا می کرد. او اولین خواننده ای بود که در برنامه گلها شرکت کرد.او چندی هم در رادیو همراه با تار خود آواز می خواند و چند برنامه مخصوص کودکان هم اجرا کرد که خواستارانی بسیار داشت. عبدالعلی از خوانندگان و نوازندگان بسیار با ذوق رادیو ایران بود که سال ها صوت دلپذیرش از رادیو ایران پخش می شد.عبدالعلی وزیری در سال 1368 از دنیا رفت."

 

دانلودآهنگهای عبدالعلی وزیری :

۱- بی خبر        ۲- نمی دونی      ۳- ای وطن     ۴- گلهای رنگارنگ برنامه

منبع : سایت قدیمی ها

نظرات ()



مطالب قدیمی تر » « مطالب جدیدتر